دست از سر فوتبال برنمیدارند!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
در سالهای اخیر- به ویژه دوره تدبیر وامید!!- فوتبال ایران حسابی به چنگ جریانات ناسالم دلالی گرفتار شده و برای پایان دادن به این وضعیت و اصلاح وضع فوتبال، باید هر فرد و دستگاه و مقامی که میتواند و کاری از او ساخته است، وارد گود شود و به وظیفه خود عمل نماید.
جریان ناسالم و مفسده انگیزی که طی سالهای اخیر، عنان و اختیار فوتبال را به دست گرفته است برای اینکه وضعیت موجود حفظ شود و جایگاه غصبی و منافع نامشروع خود را از دست ندهد، از همین حالا کمربندها را محکم کرده و افراد امتحان پس داده و سخت رفوزه شده را- که بعضا باید محاکمه شوند و پاسخگوی عملکرد مخرب قبلی خود باشند- به عنوان «کاندیدا» جلوانداخته و رسانهها و بعضی از برنامههای تلویزیونی همسو را بسیج کرده که باز طبق معمول به جای روشنگری و آگاهی بخشی و تنویر افکار عمومی، به تحمیق و فریب مخاطبان بپردازند.
پیش از این هم بارها نوشته ایم که فوتبال ایران در شرایطی قرار دارد که برای نجات، به معنای واقعی کلمه نیازمند یک اصلاح و رفرم جدی انقلابگونه است. این فوتبال، بیمار است و میکروبها سخت و سفت در آن رخنه کردهاند و برای درمان باید آن را به تیغ جراحی سپرد.
اینجا قصد نداریم برای اثبات حرفهایمان نمونه و مثال ذکر کنیم که بسیار هم فراوان است و اهالی فن و کسانی که در چهارگوشه این مملکت با فوتبال و مسائل آن سروکار دارند، میدانند قضیه از چه قرار است و در فوتبال این کشور چه میگذرد. آنها میدانند که این فوتبال، آلوده و« دلال زده» شده است و جریانات مخرب به طور هدفدار و کاملا حساب شده، کاری کردهاند که فضای حاکم بر آن، فضای بدبینی و سوءظن و لاجرم بیاعتمادی و بیاحترامی و حرمت شکنی شده است و باز تاکید میکنیم که این اتقاق و حاکم شدن این شرایط و این فضا اصلا اتفاقی و طبیعی نیست و محصول یک روند و پروسه است که از 20،25 سال اخیر شروع شده است.
کسانی که به فوتبال به عنوان یک«طعمه» نگاه میکنند و برایشان هیچ چیز دیگری به جز پول حرام و منفعت نامشروع مهم نیست و برخلاف ادعاهایی که در گذشته داشتند و بعضا با ژست روشنفکری! به میدان آمده بودند و خیلی برای علم و فقدان علم و بیتوجهی به نظرات کارشناسانه وعقبماندگی علمی ورزش ایران و... سینه میزدند و یقه میدراندند - چیزی که نزدشان پشیزی ارزش ندارد- حالا که پردهها از چهره سیاهکارشان کنار رفته، معلوم شده لمپنهای باجگیر وعقب ماندههای فرهنگی هستند که چیزی که معنای آن را نمیفهمند، علم است و تخصص و... و مفاهیم قدسی و ارزشهای دیگری چون عرق ملی و غیرت فرهنگی، رسالت اجتماعی و مسئولیت در قبال مردم و جامعه و... که دیگر جای خود دارند.
این افراد و جریانات که حسابی از قبل فوتبال، آخور و شکم خود را پر کردهاند و حتی به لطف بعضی از همپالگیهای سیمایی به مقام منیع«کارشناسی» رسیده و گهگاه برای مخاطبان، اظهار فضل و دانش هم میکنند، در فوتبال جا خوش کرده و چون سیری ناپذیر هستند و هرچه سفر میروند و هرمقدار که از قبل این فوتبال میخورند (به قول دکتر شریعتی) «بازهم جوعشان فرو نمینشیند و بازهم خرناس میکشند و طعمه میجویند»، به این راحتی حاضر نیستند دست از سر این فوتبال نگونبخت و گرفتار بردارند و...